هر کسب و کاری که در اینترنت مخاطب داشته باشد از این روش استفاده میکند، این شرکت ها ممکن است مزونها، شرکتهای بیمه و یا حتی شرکتهایی که ادعا میکنند راز جوانی یا کاهش وزن را دارند باشند. شرکتهای کوچک با بودجههای کم از جمله کسب وکارهایی هستند که از بازاریابی عملگرا استفاده میکنند، چرا که با گرفتن نوع CPA( هزینه برای هر فروش) می توانند مطمئن باشند که هر مقداری که برای تبلیغات خرج کنند، به سرمایه شان برمیگردد.
موتورهای جست و جو مانند گوگل، شبکههای اجتماعی مثل توئیتر، ارائه دهندهی خدمات ایمیل مثل جونو و برخی از وبلاگ های شخصی می توانند پلتفرمی برای اجرای بازاریابی عملگرا باشند.
به طور کلی هر کسی که از اینترنت استفاده کند می تواند هدف بازاریابی عملگرا باشد اما معمولا بیشترین تاثیر بر کسانی است که زمان زیادی از روز را در اینترنت سپری میکنند.
اگر چه مدل CPM بازاریابی عملگرا می تواند به رونق فروش در بخش آفلاین نیز منجر شود اما به طور کلی این روش بازاریابی برای فروش اینترنتی مناسب است از این رو افراد مسن که آشنایی اندکی با تکنولوژی و اینترنت دارند معمولا در گروه مخاطبان بازاریابی عملگرا قرار نمی گیرند.
با وجود این که پرفورمنس مارکتینگ تنها در صورتی که به فروش منجر شود هزینه برمیدارد اما با این حال این مزیت، این روش را از سایر روشهای بازاریابی برتر نمی کند چرا که هیچ تضمینی وجود ندارد تا کاربر بعد از دیدن تبلیغ دست به CTA بزند. برای این که بازاریابی عملگرا موفق عمل کند، شرکتها باید تبلیغاتی جذاب طراحی کرده و راه رسیدن کاربر به سایت پذیرنده یا صفحهی مورد نظر را هموار کنند.
پرفورمنس مارکتینگ یا بازاریابی عملگرا
انواع مختلفی از تبلیغات مانند تبلیغات بنری و پاپ-آپ یا پاپ-آندر(تبلیغاتی که هنگام استفاده از سایتی ظاهر می شوند) برای استفاده در نوع CPM بازاریابی عملگرا مورد استفاده قرار می گیرند. با این حال، این نوع ضعیف ترین نوع بازاریابی عملگرا است، چرا که همچنان هیچ تضمینی وجود ندارد که کاربران پاسخی به تبلیغ بدهند.
تبلیغات CPC ، زمانی مفید هستند که با محتوای مرتبط همراه باشند، مثلا در وبلاگی که مربوط به ماشین است، تبلیغی برای فروش ماشین یا قطعات آن در آن درج شود نه تبلیغ فروش لوازم تحریر یا لباس و…
یکی دیگر از قویترین روشها برای تنظیم محتوای مرتبط با تبلیغ، تبلیغ بر اساس کلمات کلیدی در موتورهای جست و جو است، یعنی زمانی که افراد کلمات کلیدی خاصی را سرچ می کنند تبلیغات مرتبط با آن را در صفحهی جست وجو میبینند. البته این نکته حائز اهمیت است که کلمات کلیدی پرطرفدار هزینهی بالایی به همراه دارند، به طوری که هر کلیک کاربر می تواند هزینهی زیادی را برای شما رغم بزند اما از طرفی کلماتی که محبوبیت کمتری دارند میتواند به صرفهتر باشند هرچند با توجه به وضعیت بازار ارز و دلار بازهم این تبلیغات برای ما ممکن است تا حدودی هزینهبر قلمداد شود.
سایت پذیرنده، یا صفحهی فرود (Landing page) باید بر اساس رفتار و راحتی کاربر بهینه سازی شود، قابل خواندن و استفاده ی آسان باشد و از همه مهمتر کاربر را مجاب کند تا در صفحهی فرود بماند و دست به حرکت بعدی (CTA) بزند.
فراموش نکنید که کاربر با هدف خاصی به سایت پذیرنده آمده، پس اگر این صفحه به اندازهی کافی تاثیرگذار نباشد درست مثل این می ماند که شما هزینه کردهاید تا کاربر وارد صفحهی مورد نظرتان شود تا سرش را تکان دهد و از صفحه خارج شود.
برچسب:
نویسنده: ساحل خلیلی